رایحه نجابت
چقدر خوب می شد اگر دختران ما، در مدارسشان سفره عفاف می گستردند و از نجابت تناول می کردند! آن وقت عروسک های شهر ما، پشت ویترین ها می ماندند و دختران شهر ما چون عروسکی زیبنده خیابان ها نمی شدند. و مردان شهر ما نگاههایشان به گناه آلوده نمی شد و در و دیوار شهر ما یکپارچه غیرت می شد و نهال های استعداد، در باغ سبز شهر ما جان می گرفت و ریشه های ترقی و نجات، در سراسر خاک این دیار گسترانده میشد و گلهای باغ سبز ما به جای چنبره شدن و پژمردن، با طراوت و نشاط، تمام شهر را معطر و خوشبو می ساختند و بلبلان خوش الحان، در فضای پاک و عطر آگین این دیار پر می زدند و برای مردمان با غیرت شهر ما آواز خوش معنویت و ملکوت را سر می دادند.
بخشی از نامه چارلی چاپلین به دخترش
من زمانی دراز که بر روی ریسمانی بس نازک و لرزنده نگران بوده ام اما دخترم این حقیقت را بگویم که مردم بر روی زمین استوار و گسترده بیشتر از بندبازان ریسمان نا استوار سقوط می کنند.
دخترم؛ جرالدین!
پدرت با تو حرف می زند. شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد. آن شب است که این الماس، آن ریسمان نا استوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است... روزی که چهره زیبای یک اشراف زاده بی بند و بار تو را بفریبد آن روز است که بند باز ناشی خواهی بود ، بندبازان ناشی همیشه سقوط می کنند.
از این رو دل به زیور مبند. بزرگترین الماس این جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد. اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی، با او یکدل باش و به راستی او را دوست بدار.
دخترم! هیچکس و هیچ چیز دیگر را در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری، ناخن پای خود را به خاطر آن عریان کند... برهنگی، بیماری عصر ماست. به گمان من، تن تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است.
دخترم؛ جرالدین!
برای تو حرف های بسیاری دارم، ولی به وقت دیگر می گذارم و با این پیغام، نامه ام را به پایان می سپارم:
انسان باش، پاکدل و یکدل باش؛ زیرا که گرسنه بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن، هزار بار قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است.
برگرفته از: آخرین تصویر چارلی،ص 79
ارزش دختر در اسلام
در منابع اسلامی با تعبیرات جالبی چون ریحانه(گل)، قواریر( بلور)، حسنات(نیکی ها) و بهترین فرزندان از او یاد شده است.
پیامبر اسلام(ص) فرموده اند: خیر اولادکم البنات؛ بهترین اولاد شما دخترانند.1
هم چنین درباره دختر نازنین خود فاطمه زهرا(س) فرمود: ریحانه است که می بویم اورا.2
امام رضا(ع) می فرمایند: خداوند بر زنان و دختران نسبت به مردان و پسران مهربان تر است.3
امام صادق (ع): دختران حسنات و نیکی اند و پسران نعمت؛ همانا بر حسنات ثواب است و از نعمت سوال می شود.4
پیامبر اکرم(ص): هرکس دو دختر یا دو خواهر داشته باشد به آنان احسان نماید من و او در بهشت همانند این دو انگشت (سبابه و وسطی) در کنار هم خواهیم بود.5
منابع:
1- وسائل الشیعه، ج 4، ص79
2- مکارم الاخلاق، ص 251، وسائل الشیعه، ج 15،ص 101
3- وسائل الشیعه، ج 15،ص 104
4- وسائل الشیعه، ج 15،ص 104
5- مستدرک، ج 15، ص118
وبلاگت جالب بود اما نه منصفانه و نه حتی واقع گرایانه. دریچه لنز دوربینت را به طرف کدام تاریکخانه گرفته ای؟ اینها که گفتی اگر هم راست باشد که من می گویم سیاه نمایی است چیزی از ارزش مدینه فاضله کم نمی کند. خواستی بگویی مدینه فاضله چنین مکانی نیست که خوب نیست بر منکرش لعنت.ولی اگر خواستی بگویی این سیاهه ایران است... جای بحث زیاد دارد و اگر خواستی بگویی احکام اسلام پیرامون زنان ناعادلانه است. پس اطلاعاتت ناقص بوده است . دوست من ،من هم مثل تو دختر هستم و در این مکان به قول شما لبریز از ظلم به زنان و قوانین ناعادلانه زندگی می کنم.
برگرفته از بیانات مقام عظمای ولایت در جمع پرشور مردم قم
من به طور مختصر چند اصل را براى رفتار خودمان - با توجه به نقشهى دشمن - مطرح میکنم.
یک مسئله، مسئلهى وحدت کلمهى ملى است. مخاطب این، هم خواصند، هم عامهى مردم. مسئلهى وحدت را باید جدى گرفت. من دربارهى وحدت کلمهى مردم خیلى صحبت کردم، یک خصوصیات و شاخصهائى هم گفتم. صرف اینکه کسى بگوید ما طرفدار وحدتیم، کافى نیست؛ شاخصهائى دارد، علامتهائى دارد.
مسئلهى دیگر، همبستگى روزافزون مردم و خواص با سه قوه است. همبستگى با قواى سه گانهى کشور باید روزبهروز بیشتر شود، باید کمک بشوند؛ بخصوص قوهى مجریه که بارهاى زیادى را بر دوش دارد. این شایعه درست کردن و زحمات را ندیده گرفتن، به هیچ وجه صلاح کار کشور و آیندهى کشور نیست.
نکتهى سوم، تقویت ایمان دینى، تأمین نیازهاى فکرى و استفهامهاى نسل جوان است؛ که این عمدتاً متوجه به روحانیت و حوزههاى علمیه است. دائماً شبهه القاء میکنند؛ باید به طور دائم و بهروز پاسخ شبههها را داد.
نکتهى چهارم، معرفى درست و شایستهى روحانیت است؛ که این فقط وظیفهى خود روحانیون نیست. روشنفکران و آگاهان میتوانند نقش روحانیت را در کشور نشان بدهند و نشان بدهند که در مقاطع حساس، روحانیت، بخصوص مراجع معظم و بزرگان حوزههاى علمیه، از چه مشکلاتى و چه گذرگاههاى سختى توانستهاند جامعه را عبور بدهند.
مسئلهى دیگر، تلاش جوانان براى بصیرتافزائى است. خود جوانها باید در این زمینه تلاش کنند. دشمن را باید شناخت، روشهاى دشمن را باید شناخت؛ این کارى است که بر عهدهى خود جوانهاست.
نکتهى بعدى که براى فهرست کارهاى لازم امروز ما بایستى مورد توجه قرار بگیرد، مسئلهى پیشرفت علم و حرکت در جهت نقشهى جامع علمى کشور است؛ همین کارى که پنج شش سال است بحمداللَّه حرکت بهترى پیدا کرده است، پیشرفتهاى خوبى انجام گرفته است. بایستى بیشتر تلاش کرد. انشاءاللَّه این حرکت، شتابندهتر شود. لازم است حرکت شتابندهى دیگرى در داخل حوزههاى علمیه انجام بگیرد؛ که در این باره انشاءاللَّه با دوستان و برادران و خواهران عضو حوزهى علمیه صحبت خواهیم کرد.
کار مهم دیگر - که مخاطب و مسئول آن، دولت است - اهتمام به رفع عوامل نارضائى و مشکلساز براى مردم است: مسئلهى معیشت، مسئلهى اشتغال، مسئلهى سامانههاى ادارى، مسئلهى منصوبان دستگاهها - بخصوص در سطوح بالا - مسئلهى شهردارىها، مسئلهى نیروى انتظامى، که مباشراً و مستقیماً با مردم روبهرو هستند و میتوانند بسیارى از مشکلات مردم را برطرف کنند یا خداى نکرده نارضائىهائى به وجود بیاید. بنابراین دستگاهها در مسائل گوناگون، اهتمام و هماهنگى داشته باشند؛ هماهنگى و همافزائى داشته باشند؛ اختلاف وجود نداشته باشد؛ که این هم مربوط به دستگاههاى دولتى است.
لیست کل یادداشت های این وبلاگ